عدم التزام به قانون و مطالبه از قانون، تناقضی آشکار!
هرچند سخن گفتن از یک موج رو به زوال۱ کاری بیهوده می نماید اما بررسی و تجزیه مسایل رخ داده در این جریان می تواند برای آینده مفید و عبرت آموز باشد.
در این نوشتار نگاهی خواهیم داشت در مورد تناقضات رفتاری موج سبز با گفتار آنها در خصوص قانون.
برکسی پوشیده نیست که آقای موسوی به نمایندگی از موج سبز در تبلیغات انتخاباتی چه تاکیدی بر قانون مداری داشتند و نقد اصلی آنها به دولت نهم قانونگریزی بود و همه میدانیم که شعار انتخاباتی که آقای موسوی "ایران پیشرفته، با قانون، عدالت و آزادی" بود و میدانیم که آقای موسوی عمل نکردن به قانون را برابر با دیکتاتوری دانستند.
اما رفتار قبل و بعد از انتخابات ایشان عدم اعتقادشان به قانون را اثبات میکند.
نیازی به توضیح مفصل نیست٬ دعوت مردم به تجمعات غیر قانونی۲تهمت زدن به رئیس جمهور منتخب ملت٬ دروغگویی های مکرر در ارایه ی آمار٬ توهین به رئیس جمهور٬ آسیب رساندن به جان و مال ملت ایران در اجتماعاتی که به دعوت ایشان انجام شد٬ صدور بیانیه های متوالی در جهت ملتهب کردن فضای جامعه٬ و مهم تر از اینها عدم قبول رای مردم و رای شورای نگهبان مبنی بر سالم بودن انتخابات و زیر سوال بردن شورای نگهبان در حالی که فعالیت این شورا کاملا مطابق با قانون اساسی است.
و از همه اینها مهم تر مسئله ای است که کمتر مورد توجه قرار گرفته و آن هم "ریختن آبروی نظام" بود که متاسفانه در رسانه ها هم چندان به آن پرداخته نشد.
اما نکته ی جالب توجه در این میان مطالبه گری همین قانون شکنان از همین قانون است. خودشان قانون را قبول ندارند و خلاف قانون عمل می کنند و در عین حال خواستار قانونی عمل کردن مخالفینشان هستند.
سوال من از موج سبز و به خصوص شخص آقای موسوی این است:
شما چطور خود را ملزم به قانون نمی دانید و اساسا قانون را قبول ندارید و در عین حال از قانون مطالبه دارید؟
اگر واقعا شما خواستار قانونی عمل کردن دستگاه ها هستید باید پای هزینه آن هم بایستید چون مطمئن باشید اگر دستگاهها طبق قانون عمل کنند اولین کسی که باید جوابگوی خونهای ریخته شده و آبروی نظام باشد شما هستید. و اتفاقا من با شما در این خصوص هم نظرم(اما نه از موضع شما و با هدف شما) و از دستگاه های اجرایی و قضایی شکایت دارم. چرا طبق قانون با شما برخورد نمی شود؟ چرا طبق قانون با آقازاده هایی که خطایشان آشکار شده و اسناد محکمی هم در دست هست برخورد نمی شود؟ آیا واقعا اگر من دانشجو هم خطاهای شما و یا دوستانتان را انجام داده بودم اکنون مثل شما آزاد بودم؟ من هم مثل شما خواستار اجرا شدن قانون به طور کامل هستم. البته شما اجرای قانون را تنها در قبال نیروهای امنیتی و دولتی خواستار هستید اما خواسته ی من علاوه بر نیروهای امنیت و دولتی کلیه ی اشخاص حقیقی و حقوقی است.
البته امیدوارم پای حرفتان بایستید و مثل بچه ها وقتی میبازید ادعای پوچ تقلب و... به دیگران نزنید.
حالتی دیگر هم برای شما قابل تصور هست و آن اینکه اصولا شما "قانون جمهوری اسلامی ایران" را قبول ندارید٬ از اساس. در این صورت اگر واقعا خود را بر حق می دانید و از موضع خود مطمئنید باید هزینه ی راهتان را هم متقبل شوید. همان طور که ملت سرافراز ایران در دوران ستم شاهی قانون این نظام را از پایه نامشروع می دانست و چون از حقانیت راه خود مطمئن بود در راه تغییر قانون قدم گذاشت و هزینه ی آن را هم پرداخت و در این راه خون داد. در این راه سختی کشید٬ زندانی شد و زیر شکنجه ها نشکست و در پایان هم نتیجه ی تلاش خود را گرفت و توانست قانون را تغییر دهد. شما هم اگر واقعا برحقید باید هزینه ی راه خود را بدهید و از هیچ سختی نترسید٬ هرچند طوری که شما در مسائل اخیر نشان دادید چنین نخواهید کرد.
پی نوشت------------------------------
۱- دلیل بر این مدعا درخواست وحدت ملی از طرف موج سبز در هفته های اخیر است در حالی که در ماههای قبل درخواست وحدت از طرف ولی فقیه و دستگاه های دولتی بی پاسخ ماند٬ و اکنون مثل عراق که در تهاجم ۸ ساله خود به ایران پس از احساس شکست (فتح خرمشهر) درخواست آتش بس را مطرح کرد اینان هم که در موضع ضعف قرار گرفته اند وحدت ملی را مطرح میکنند تا بیش از این رسوا نشوند.
۲- توجه کنید٬ طبق اصل ۲۷ قانون اساسی تجمعات٬ با شرایطی آزاد شناخته شده اما طبق قانون مصوب این شرایط مشخص شده که طبق این قوانین تجمعات اخیر غیر قانونی بودند. برای مثال برای صادر شدن مجوز باید مسیر٬ نقطه ی شروع و پایان٬ زمان شروع و پایان٬ هدف٬ شیوه ی تامین امنیت و... برای اجتماع مشخص شود که برای هیچ اجتماع موج سبز چنین مواردی به اطلاع وزارت کشور نرسید و طبیعتا مجوزی هم صادر نشد.
در اين راه توهين هست، اتهام هست، سختي هست .....