X
تبلیغات
موج نگار
موج نگار
موجيم كه آسودگي ما عدم ما

پشت نقاب کاندیداها...
ارسال در تاريخ سه شنبه 7 خرداد1392 توسط مهدي غلامي

در لابلای انبوه اخبار داغ انتخاباتی و در این فضار پر نشاط چند نکته که به نظر من مهم می آیند را ذکر می کنم:

1- خوشبختانه یکی از نقاط مثبت دولت احمدی نژاد احیا و بازگرداندن "گفتمان انقلاب اسلامی" به متن جامعه و ساختار اجرایی کشور بود که بسیار هم قوی در جامعه بسط پیدا کرده. لذا کاندیداهای این دوره همگی سعی دارند خود را در این چارچوب معرفی کنند، در جنبه های مختلف، تا مورد پذیرش مردم قرار گیرند. حال در این میدان که همه سعی دارند خود را نماینده گفتمان انقلاب و نماینده "امام (ره)" و "حضرت آقا" جلوه دهند و به نحوی خود را وصل کنند، انتخاب سخت تر می شود. در این شرایط باید منتظر باشیم تا کاندیداها جایی در لابلای صحبت ها و رفتارها ذات خود را نشان دهند، بدون نقاب.

مسلما همه حرف های خوب می زنند اما باید هر کسی بر چه مسائلی تاکید دارد و چگونه. مثلا اینکه آقای روحانی "آزادی مطبوعات" را مطرح می کند، باید پرسید در شرایط امروز چقدر اولویت دارد؟ و آیا منظور همان آزادی مطبوعات اصلاحات است که در آن حق اعتراض به ائمه معصومین (علیهم السلام) و حتی خدا جایز است؟

یا مثلا اینکه آقای عارف برای ثبت نام با همسرشان حاضر می شوند چه مفهومی دارد؟ این حرکت از چه طرز فکری برآمده؟

اگر کسی می گوید مدل اقتصادی من همان مدل اقتصاد چین است -هرچند بعد منظور خود را توجیه کند- آیا چنین کسی اعتقاد قلبی به الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت خواهد داشت؟

اگر کسی خود را تکنوکرات می خواند و در مواجهه با موج اعتراضها منظور خود را تبیین می کند(!) باید پرسید آیا واقعا همان تکنوکراتی که گفتید نیستید؟ و اصلا کسی که معنای واژه ها را نمیداند و آنرا به کار می برد چه تضمینی هست که فردا در عرصه های بین المللی از چنین واژه هایی استفاده نکند؟

اینها تنها نمونه هایی از "سوتی" هایی بود که بعضا از کاندیدا سر زده و ماهیت آنها را بهتر مشخص می کند.

2- من هنوز انتخاب نکرده ام. جلیلی را انسانی پاک و سالم می دانم اما در برنامه های تلویزیونی برنامه مدون  چندانی برای ارائه نداشت. هرچند برنامه خود را اجرای سندهای بالادستی مثل برنامه 5ساله و چشم انداز 20 ساله دانست که در جای خود بسیار ارزشمند است.

اما در مورد جلیلی این را می دانم که از نظر سیاست خارجی بین کاندیداها بهتر از بقیه است، یعنی نظراتش به نظرات حضرت آقا و گفتمان انقلاب نزدیک تر است.

و این را هم میدانم که تقوا و پاکی امتیاز بزرگی است که خیلی از ضعفها را می پوشاند. اگر برنامه قوی باشد و تقوا نباشد این برنامه از راه راست زاویه می گیرد و بیشتر دورمان می کند! اما اگر برنامه ضعیف باشد در راه راست می مانیم ولو با سرعت کمتر از ایده آل. از معصوم به این مضمون روایت شده که "دخترت را به مرد با ایمان بده چرا که اگر دخترت را دوست بدارد به او محبت خواهد کرد و اگر او را دوست نداشته باشد بخاطر ایمانش "ظلم" نخواهد کرد". حال از بابت کاندیدای با تقوا حداقل میدانیم ظلم و فساد نخواهد کرد (یا کمتر)

3- به نظر شما سکوت جریان انحرافی مشکوک نیست؟ بعید است کسانی که چنان برنامه هایی داشتند به این راحتی کنار بکشند. پس بخوانید به نقل از فارس:

"با وجود عدم احراز صلاحیت لیدر جریان انحرافی از سوی شورای نگهبان وی با اعضای ستاد خود دیدارهای روتین خود را داشته  و در جلسه اخیر خود اعلام کرده است: ما برمی‌گردیم؛ 48 ساعت قبل از رای گیری تایید و با 33 میلیون رای رئیس جمهور می‌شوم."

و

"عوامل جریان انحرافی در جلسات خود اعلام کردند ما یک سی دی قرمز داریم که در آن ناگفته‌ها و افشاگری‌های فراوانی موجود است؛ اگر این سی دی پخش شود سرنوشت انتخابات عوض می‌شود."

که نشان از خواب های پریشانی ست که برای کشور دیده اند. باید هوشیار بود...


برچسب‌ها: نقاب, سی دی قرمز, جریان انحرافی, سعید جلیلی, پشت نقاب کاندیداها

به احترام علی آقای مطهری...
ارسال در تاريخ پنجشنبه 2 خرداد1392 توسط مهدي غلامي

هرچند خبرنگاران صدا و سیما در اقدامی زیرکانه از تمامی کاندیدا های ریاست جمهوری در هنگام ثبت نام در وزارت کشور قول گرفتند که کاندیداها به نظر شورای نگهبان قانون اساسی تمکین می کنند اما این روز ها بعضی ها کاسه داغ تر از آش شده اند!

از همه داغ تر علی آقای مطهری که با اظهارات مضحک تیتر سایت های معاند شد. ایشان دو دلیل شورای نگهبان برای رد صلاحیت آقای هاشمی رفسنجانی را "ناتوانی جسمی" و "نقش در فتنه 88" عنوان کرده و هر دو را رد کرده.

اول اینکه اگر آقای هاشمی در فتنه نقشی نداشته اند پس چرا در اقدامی مشکوک چند روز قبل سایت ایشان آرشیو صحبتهایی که به فتنه 88 مربوط بوده را از سایت حذف کرد؟! اگر ایشان حمایتی نداشته اند چه دلیل منطقی می توان ذکر کرد؟

دوم اینکه آقای مطهری منظور از توانایی جسمی بردن مسابقه دو از یک جانباز قطع پا (آقای سعید جلیلی) نیست. آقای هاشمی در روز چند ساعت می توانند در سفر باشند؟ چقدر در هواپیما می توانند بنشینند؟ کار سنگین و جلسات مداوم چه؟ ملاک اینهاست آقای مطهری و تشخیص همه اینها هم در قانون بر عهده شورای نگهبان گذاشته شده.

اگر قرار باشد هر کسی در نظر شورای نگهبان تشکیک کند و درخواست تجدید نظر کند که سنگ روی سنگ بند نمی شود. اصلا آقای مطهری شما یک تفسیر از "قانون" برای ما بنویسید تا بدانیم دقیقا قانون کجاها باید اجرا شود و کجاها نباید؟!

و اما در پایان به شورای نگهبان پیشنهاد می کنم با توجه به نظریات "شادی آور" آقای مطهری از این پس جهت احراز صلاحیت ها ملاک های جدیدی از جمله "دور بازو"، "رکورد دوی صد متر"، "رکورد نگه داشتن نفس زیر آب" و... را لحاظ کنند و در پایان کاندیدای نهایی در "مسابقه کشتی" مشخص شود. چرا که آقای مطهری ملاک صلاحیت آقای هاشمی را برنده شدن در مسابقه کشتی با آقای حداد عادل می داند!!!

در زیر تصاویری از کاندیداهای دور بعدی ریاست جمهوری را در صورت مقبول افتادن پیشنهادات آقای مطهری می بینید:




رقابت تنگاتنگ کاندیداها


و این هم رئیس جمهور بعدیمون که از الان مشخصه دیگه!!!


برچسب‌ها: علی مطهری, هاشمی رفسنجانی, شورای نگهبان, مسابقه دو, فتنه88

شورای نگهبان به چه حقی جای ما انتخاب می کند؟!
ارسال در تاريخ یکشنبه 22 اردیبهشت1392 توسط مهدي غلامي

در سالهای اخیر معمولا وقتی به انتخابات -بخصوص انتخابات ریاست جمهوری- نزدیک می شویم، بحث نظارت شورای نگهبان بر انتخابات و تایید و رد صلاحیت نامزد ها موضوع بعضی رسانه ها می شود. در این نوشتار نگاهی گذرا داریم بر نظارت های مشابه در دیگر کشور ها و اینکه اصلا چرا چنین نظارتی باید باشد.

سوالی که مطرح می کنند این است که مگر جامعه خود نمی تواند انتخاب کند؟ چرا اول کاندیداها باید از فیلتر شورای نگهبان عبور کنند و بعد مردم از بین آنها انتخاب کنند؟ چرا همه کاندیداها را به مردم عرضه نمی کنند تا خودشان تشخیص دهند؟ اینها سوالات در ظاهر زیبایی هستند که بیش از اینکه منطق داشته باشند عوام فریبند. باید از کسانی که این سوالات را طرح می کنند پرسید چرا یکباره این مساله برایشان اینقدر مهم شده؟ بعضا کسانی به نظارت شورای نگهبان خدشه می کنند که خود از همین طریق به قدرت رسیده اند! باید دید اطرافیان این افراد که قرار است کاندیدا شوند چه خطایی مرتکب شده اند که از قبل می دانند رد صلاحیت خواهند شد؟ عده ای نیز چهار سال پیش را از یاد برده اند که توزیع سیب زمینی بین مردم را باعث تغییر رای آنها می دانستند؛ و امروز از واگذاری تشخیص به مردم دم می زنند! اگر مردم اینقدر ساده لوحند (به زعم شما) پس واگذاری انتخاب چیست؟ و اگر اینقدر اعتماد دارید پس چرا ادعا کردید با سیب زمینی مردم بصیر ایران فریب خورده اند؟ دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را؟! بگذریم...

و اما، شورای نگهبان در حقیقت نهادی است که ضامن «جمهوریت» و «اسلامیت» نظام است. این وظیفه هم در تطبیق مصوبات مجلس با قانون اساسی و شرع نمود دارد و هم در انتخابات. در انتخابات ها (بخصوص ریاست جمهوری) کسی باید انتخاب شود که به قانون اساسی و اسلام اعتقاد داشته باشد چرا که هویت نظام به این دو است و رئیس جمهور به عنوان بالاترین مقام اجرایی کشور نباید بی اعتقاد به اصل نظام حاکم باشد. این یک شرط عمومی در تمامی نظام های سیاسی دنیاست. در هیچ کشوری اجازه داده نمی شود کسی که به اصل نظام حاکم بی اعتقاد است کنترل دستگاه های حکومتی را بدست گیرد. در هر کشوری یک سری اصول و مبانی مشترک هست که اهم آن در قانون اساسی به عنوان اصول مدون شده و نوع نظام را مشخص می کند. اسلامیت، جمهوریت، لیبرالیسم یا... از جمله اصول رایج هستند که هویت هر جامعه ای را مشخص می کند. این مبانی به قدری اهمیت دارند که از آن به عنوان خط قرمز یاد می شود و حدود آزادی در جامعه را نیز مشخص می کنند. حال در هر نظامی به فراخور نوع دستگاه حاکم، نهادی برای صیانت از این اصول قرار داده شده تا مبادا قوانینی خلاف اصول وضع شوند و یا افرادی به قدرت برسند که اعتقادی به آنها ندارند.

برای مثال یکی از اصول نظام آمریکا «سرمایه داری» است؛ لذا فعالیت های کمونیستی در این کشور ممنوع است. هیچ حزب و یا نشریه کمونیستی در این کشور اجازه فعالیت ندارد چرا که این مرام علیه سرمایه داری است. آلمان و فرانسه که نظام های لیبرال و معتقد به «تساوی افراد» هستند، فعالیت احزاب نژادپرست را ممنوع می دانند چرا که این احزاب به تساوی همه افراد معتقد نیستند. در انگلستان نظام لیبرال دموکراسی حاکم است و یکی از اصول را سکولاریسم (جدایی دین از سیاست) می دانند. لذا در انگیس فعالیت احزاب دینی ممنوع است و با همین استدلال وزارت کشور انگلیس جلوی تاسیس حزب سیاسی برای مسلمانان توسط مرحوم دکتر کلیم صدیقی را گرفت. در ایران هم «اسلام» و «جمهوریت» از اصول هستند و منطقا جلوی فعالیت سیاسی کسانی که معتقد به این دو نباشند گرفته خواهد شد. ملاحظه می شود اینکه فعالیت های سیاسی باید در چارچوب اصول و مبانی جامعه باشد یک اصل رایج در دنیاست (که البته در این سطور امکان ذکر مثالهای بیشتر نیست). تنها حدود آن در هر جامعه ای متفاوت است. حال برای تشخیص مطابقت هر کاندیدا با اصول جامعه باید یک نهاد قانونی وضع شود. در برخی کشور ها دادگاه قانون اساسی این وظیفه را بر عهده دارد و در برخی وزارت کشور و در کشور ما شورای نگهبان.

ملاحظه شد، موضوعی که در کشور ما از آن به عنوان اعمال نظر عده ای خاص و فیلتر کردن کاندیدا ها یاد می شود امری رایج و پذیرفته شده در نظام های سیاسی دنیاست. در حقیقت کار شورای نگهبان را باید تضمین اجرای نظر مردم دانست که به جمهوریت و اسلامیت نظام رای داده اند. اما تفاوت ما با بقیه کشورها این است که استکبار جهانی همواره از این انقلاب سیلی خورده؛ و در مقابل نیز دشمن سعی دارد مهره های خود را در مقام های اجرایی و تقنینی کشور ما نفوذ دهد تا مسیر نظام را منحرف کند. اما در راه همیشه با سدی به نام شورای نگهبان مواجه شده و لذا تبلیغات گسترده ای علیه این شاهرگ نظام تدارک دیده. احتمال می رود در روزهای آتی نیز با موج تبلیغاتی علیه این نهاد مواجه شویم که لزوم آمادگی قشر دانشجو برای پاسخگویی به شبهات را بیش از پیش روشن می کند.


پ.ن.1: این نوشته برای نشریه گفتمان -نشریه مکتوب بسیج دانشجویی دانشگاه فردوسی- نوشته شد.

پ.ن.2: هاشمی خودکشی سیاسی می کنه.

پ.ن.3: دولت در تدارک هزینه سازی برای نظام و فشار به نظام برای تایید مهره هاشه.

پ.ن.4: انشاالله لنکرانی، جلیلی و زاکانی با هم ائتلاف کنن. اگه اینطور بشه شانسشون بالاست.

پ.ن.5: مجموعه کلیپ های دکتر سلام رو از دست ندید. سایت SNN.ir

پ.ن.6: من میگم این انتخابات بالای 75% شرکت می کنن. شما هم نظرتون رو تو کامنت ها بگید.



برچسب‌ها: شورای نگهبان, آمریکا, انگلیس, استصوابی

اسلایدر

دانلود فیلم