موج نگار
موجيم كه آسودگي ما عدم ما

تو قلب سپه را به آیین بدار
ارسال در تاريخ چهارشنبه 5 شهریور1393 توسط مهدي غلامي

یکی از مسایلی که معمولا هنگام وقایعی مثل جنگ غزه یا سوریه بین بچه ارزشی ها (بخصوص در تشکیلاتی ها) رخ می دهد بحث "اعزام نیرو به منطقه بحران زده" است. عده ای پیگیر می شوند تا چگونه باید اعزام شوند، حال برای مبارزه مسلحانه یا امداد رسانی یا... مهم نیست. هرچند این دغدغه برآمده از احساس مسئولیت این دوستان نسبت به محور مقاومت و سرنوشت جهان اسلام است اما به نظر من شیوه بروز آن درست نیست!

در توجیه این مخالفت اینکه؛ ما نباید دچار نزدیک بینی شویم بلکه باید با یک نگاه بلند مدت و یک نگاه از بالا و کلان(درگیر جزئیات نشدن) نقش خود را بیابیم. باید به محور مقاومت هم نگاه سیستمی داشت. نقش و جایگاه فلسطین با لبنان و لبنان با سوریه و سوریه با عراق و عراق با ایران هر کدام با دیگری متفاوت است. همان طور که در تعبیرات گاهی می آید... یکی سرپنجه مقاومت است، یکی کمر مقاومت و یکی مغز متفکر مقاومت.

در این میان بی شک ایران مغز متفکر و قلب سپاه مقاومت است. چه نقشی از این بالاتر؟ چه جهادی بالاتر از رفع چالش های قلب سپاه؟ چرا ما جهاد را فقط در گرفتن اسلحه در دست میدانیم که برای اعزام به مناطق جنگی سر و دست می شکنیم؟! در حالی که همه پیروزی ها در غزه، لبنان، سوریه و عراق بدون پیشبرد اهداف انقلاب در ایران کم ارزش خواهد بود (چه بسا بی ارزش چرا که  در صورت سیلی خوردن اسلام در ایران، اسلام تا صد سال سر بلند نخواهد کرد-نقل به مضمون از امام).

باید نگاه سیستمی و نگاه از بالا داشته باشیم تا هر کس جایگاه خود را بیابد. بهترین راه شناخت وظیفه هم بررسی سخنان امام خامنه ای ست.


پ.ن.1: منکر حرکاتی مثل امضای طومار و اعلام آمادگی برای اعزام نیستم. اما این حرکات را بیشتر رسانه ای میدانم. به نظرم در ایران آنقدر کار بر زمین مانده داریم که ...

پ.ن.2: در برهه ای خود من هم مثل برخی دوستان فکر می کردم و دنبال لینک برای اعزام و... بودم. اما الان طور دیگری فکر میکنم.

پ.ن.3: عنوان مطلب از شعر فردوسی گرفته شده. خطاب است به همسنگرانم.


برچسب‌ها: اعزام, غزه, سوریه

جواب به یک سوال قدیمی؛ چطور ممکن است گناه منجر به زلزله شود؟!
ارسال در تاريخ چهارشنبه 22 مرداد1393 توسط مهدي غلامي

از سالها پیش سوالی در ذهنم بود که از اساتید بزرگی پرسیدم، با دوستان هم بحث کردم اما به جوابی نرسیدم. سوال این بود:

در روایات دینی ما آمده اگر فلان گناه در جامعه زیاد شود زلزله خواهد آمد، یا فلان گناه در جامعه به وبا منجر می شود و... . از سوی دیگر عوامل بروز پدیده ای مثل زلزله در علم امروز شناخته شده است. فعالیت های هسته ای داخل زمین به تولید گرما و حرکت همرفتی مواد مذاب گوشته می انجامد و این باعث حرکت صفحات شده و هنگامی که قسمتی از این انرژی ذخیره و ناگهان آزاد شود زلزله بوجود می آید. حال سوال این است که این دو چطور با هم جمع می شوند؟ میتوان فرض کرد که هردو عامل علت باشند؛ اما چطور گناه که یک پدیده رفتاری است میتواند روی یک پدیده فیزیکی (آنهم در حد فعالیت های هسته ای داخل زمین) اثر بگذارد؟

نهایت جوابی که اساتید به این سوال می دادند این بود که علم و دین منافی هم نیستند و...! که اصلا جواب سوال نبود. تا اینکه اخیرا کتابی با عنوان "عرفان و فیزیک جدید" نوشته "مایکل تالبوت" از انتشارات "هرمس" خواندم و تا حدودی به جواب رسیدم.

در فیزیک جدید خاصیت موجی-ذره ای برای الکترون مطرح شد که برای فیزیک کلاسیک دردسر ساز بود و توجیه پدیده تبعات فلسفی خاصی به دنبال داشت. در این پدیده اگر پرتوی از الکترون ها را به سمت دو شکاف پرتاب کنیم یک طرح تداخلی بوجود می آید که از ویژگی های موج است نه ذره، در حالی که میدانیم الکترون ذره است! اما عجیب تر اینکه اگر تعداد الکترون ها را کم کنید تا جایی که در هر لحظه فقط یک الکترون از دو شکاف عبور کند باز هم طرح تداخلی مشاهده می شود. یعنی یک الکترون از هردو شکاف عبور کرده! سوال این است که الکترون دومی چطور از جایگاه اولی با خبر شده که اکنون میداند کجای پرده باید بنشیند تا طرح تداخلی بوجود آید؟ در حالی که هیچ انتقال اطلاعاتی بین این دو رخ نداده است.

در کتاب عرفان و فیزیک جدید در توجیه این پدیده مدعی می شود که "آگاهی" در کل جهان وجود دارد و الکترون اول که به پرده می رسد الکترون دومی از طریق "آگاهی" متوجه جایگاه اولی می شود و میفهمد اکنون کجای پرده باید بنشیند. یعنی با سرعتی بیش از سرعت نور توانسته چنین اطلاعاتی بدست آورد! در ادامه که تالبوت این موضوع را بسط میدهد و شواهدی ارایه می کند، مواردی بیان می کند که آگاهی انسان می تواند روی "آگاهی" جهان اثر بگذارد (در واقع دو آگاهی نداریم و همه ما انسانها و اشیا یک چیز هستیم!). در مواردی فکر آزمایشگر روی نتایج آزمایش اثر می گذارد. در کوانتوم مکانیک این موضوع پذیرفته شده است که مشاهده گر در سیستم مورد آزمایش اثر می گذارد. در واقع ما چیزی به عنوان اندازه گیری نداریم، بلکه در هنگام اندازه گیری در واقع در حال مشارکت در سیستم هستیم.

اینکه فکر ما میتواند روی سیستم های کوانتومی اثر بگذارد بسیار جالب و نزدیک به گزاره های دینی اسلام است. شاید (و شاید) یک گناه خاص اثر خاصی روی میدان آگاهی عالم می گذارد که می تواند باعث تشدید فعالیت های هسته ای گوشته زمین شود و باعث بیشتر شدن زلزله ها. البته هنوز علم در قدم های اولیه این موضوع است ولی شاید روزی مطلب روشن تر شود و بتوانیم اثر روشن افکار و اعمالمان روی محیط اطراف را محاسبه کنیم.


 

پ.ن.1: منظور از عرفان در این کتاب عرفان بودایی است و جملاتی از اصول عرفان بودایی آورده که شاید مورد قبول اسلام نباشد. اما به نظرم باید از کنار چنین جملاتی گذشت و مغز مطلب را گرفت.

پ.ن.2: در این مطلب قصدم بیان دقیق پدیده تداخل الکترون نبود. پس امید است دوستان فیزیکی عدم ظرافت در بیان آزمایش را بر من ببخشایند... باشد که رستگار شویم!

پ.ن.3: این ادعای تالبوت که انسان و کائنات و آگاهی های ما در واقع سیستم های مجزا از هم نیستند و همه جهان یک کل واحد است (در نتیجه قسمتی از کائنات می تواند از قسمت دیگر باخبر باشد) هم جای کار دارد. این هم زیبایی های خاص خود را خواهد داشت.


برچسب‌ها: عرفان و فیزیک جدید, مایکل تالبوت, علم و دین

چرا عاقل کند کاری ...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 22 مرداد1393 توسط مهدي غلامي

روحانی در جلسه هیات دولت:

کلمه‌ای که در وزارت خارجه بیان کردم مقابل «شیردل» بود/ مخاطبانم منتقدان و مخالفان نبودند

چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؟!

میگم یک انتقاد جدی بعضی ها به احمدی نژاد ادبیات او بود که در شان رئیس جمهور نبود. حالا باز احمدی نژاد این ادبیات رو در مقابل دشمنان به کار می برد؛ جناب روحانی لبخند هاشون جای دیگه ست و "به جهنم" ها شون سمت خودی ها!


برچسب‌ها: روحانی, به جهنم

اسلایدر

دانلود فیلم