تبليغاتX
موج نگار
موج نگار
موجيم كه آسودگي ما عدم ما

گستاخی "مسیر انحرافی" در تخریب نظام و خواب زمستانی دستگاه های نظارتی
ارسال در تاريخ پنجشنبه 31 فروردین1391 توسط مهدي غلامي
چندیست از تلوزیون گه گاه برنامه هایی پخش می شود که بیننده شک می کند اینها شبکه های جمهوری اسلامی باشند. از فیلم های هالیوودی که بگذریم، فیلم و سریال های تولید داخل بیشتر تعجب برانگیزند چرا که میدانی این فیلم با بودجه همین نظام ساخته شده که تیشه بزند به ریشه همین نظام!
در آخرین مورد سریال "مسیر انحرافی" روی آنتن رفت که گستاخانه تر و آشکارتر از موارد مشابه دست به تخریب نهاد ها و شخصیت های حاضر در نظام زده است. ایراداتی که به نظر بنده می رسد در سه دسته زیر می آید:

1- زمان پخش سریال که مصادف شده با ایام عزاداری فاطمیه نشان از کج سلیقه گی (اگر نگوییم مرض) مسئولین شبکه سه دارد. چرا باید دقیقا این زمان برای پخش یک سریال طنز انتخاب شود؟

2- حرمت شکنی ها: در این سریال از حرکات زنانه برای جلب توجه بیننده استفاده شده. نمود بارز آن نقش مهماندار هواپیما (بهنوش بختیاری) است که پخش حرکات و شوخی های وی باعث تعجب بسیاری از مردم از چگونگی مجوز گرفتن این مجموعه شده. برخی هم به همین دلیل ترجیح می دهند این سریال را نبینند. یکی از دوستان میگفت با خانواده در حال تماشای این سریال بودم، به قدری خجالت کشیدم که از پای تلوزیون برخاستم. چه لزومی دارد از جذابیت های زنانه برای جلب بیننده استفاده شود؟ آیا این همان بیراهه ی هنر غرب نیست که با چند درجه تقلیل هنرمندان ما هم از آن پیروی می کنند؟ چرا نویسنده و کارگردان ایرانی به خود قدری زحمت فکر کردن و خلاقیت نمی دهد؟ چرا نباید جذابیت فیلم های ما از جنس فرهنگ ایرانی-اسلامی خودمان باشد؟
حتی این موضوع در تیتراژ اولیه سریال دیده میشود. شوخی های رکیک را هم به این حرمت شکنی ها اضافه کنید.1

بهنوش بختیاری و شکستن حریم های جامعه ایرانی-اسلامی

3- تخریب نهادهای نظام: مهم ترین ایرادی که بر این سریال وارد است گستاخی آن در اهانت به نهادهای نظام مقدس جمهوری اسلامی است. طی یک یا دو قسمت داستان سریال این بود که اهالی جزیره قصد داشتند برای جامعه کوچک خود یک رهبر انتخاب کنند. حال به روند داستان توجه کنید: عده ای کاندیدا می شوند و چند نفر به عنوان داور (بخوانید شورای نگهبان) چند کاندیدا را رد می کنند (بخوانید رد صلاحیت) آن هم به دلایلی مضحک. سپس انتخاباتی برگزار می شود که به شیوه ای مضحک در آن تقلب می شود و گزینه ی از قبل تعیین شده انتخاب می شود. حال ناظم منتخب (بخوانید رهبر) این جامعه که اتفاقا فردی مقدس نما ست (همیشه مردم را به راه راست راهنمایی می کند) به شکل دیکتاتوری شروع به حکومت می کند. از زمان انتخاب هم (طی همان چند قسمت سریال) یک پالتوی و کلاه سیاه بر سر می گذارد (فکر می کنید نماد چیست؟)؛ بی دلیل عده ای را محکوم به اعدام می کند2 حتی و ...
در کنار او شخص ساده لوحی قرار می گیرد که بخاطر چشمان قوی این رئیس جزیره او را به عنوان محافظ خود می گمارد. فردی ست مثلا مسلح که حتی گاهی او به رئیس دستور می دهد. (این نماد چه نهادی ست؟)

اگر این دو در واقع زن و شوهر باشند دلیل می شود در فیلم هم هرطور خواستند رفتار کنند؟

شاید به نظر بیاید ایرادات ذکر شده برآمده از یک ذهن آشفته و منفی نگر است. اما باید بدانیم جامعه پیام سریال را دریافت کرده و حتی در مدارس بعضا دانش آموزانی به چنین تحلیل هایی رسیده اند (البته خفیف تر از موارد ذکر شده). برای درک بهتر باید مسیر انحرافی را (که حتی اسمش پیام دارد) نمایش بومی شده ی داستان قلعه حیوانات در قالب فیلم لاست دانست. با چنین دیدی پیام داستان به خوبی درک می شود.

حال سوال این است که دستگاه های نظارتی صدا و سیما چه می کنند؟ خرس هم چنین خواب سنگینی ندارد! دیگر باید چه شود که برخوردی شود؟ چطور حساسیتشان برانگیخته نشد؟

به نظر می رسد مسئولین صدا و سیما سرگرم گسترش کمی تعداد کانال های تلوزیونی هستند و امروز تلوزیون دیجیتال را راه اندازی می کنند و فردا رسانه تعاملی را... در این بین تولید محتوا برای این تعداد شبکه را به از یاد برده اند؟! هرچند در امر تولید هم از لحاظ کمی پیشرفت خوبی شده اما ضعف شدید کیفیت به خوبی محسوس است.
اگر شما نیز نقدی بر این سریال دارید در نظرات ذکر کنید


1- البته بنده متوجه شوخی نا مناسبی نشدم اما در نقد ها به کرات دیدم.
2- این قسمت را ندیده ام، شنیده ام.

پ.ن1: اوایل که چند تکه از سریال را دیدم از دنبال کردن منصرف شدم. اما بعد برای درک بهتر یک قسمت را کامل دیدم که این همه مورد از آن در آمد!
پ.ن.2: این مفاهیم تنها از یک یا دو قسمت سریال برداشت شده. بقیه قسمت ها احتمالا پیام دیگری داشته باشد.
پ.ن.3: بعضی موارد که ذکر شد مثل فرد مسلح کنار رئیس به شکلی که در فیلم آمده در حقیقت معادلی در جامعه ندارد اما عموما دشمن سعی دارد چنین نقشی را برای این نهاد ها متصور شود. ضمن اینکه چاشنی داستان قلعه حیوانات را باید مد نظر داشت.
پ.ن.4: نخواستم بحث شخصیت ها را در متن بیاورم. اما نفس حضور فرزاد حسنی باید شاخک های مسئولین نظارتی را بجنباند!
پ.ن.5: برایم عجیب بود که تقریبا هیچ نقدی بر سریال نوشته نشده در فضای مجازی!

لینک مرتبط: میخکوب کردن مخاطبان تلوزیون در سریال مسیر انحرافی
وحید یامین پور: يك تقدير از ضرغامي! (ضرغامی و مهار ماهواره ها)

برچسب‌ها: مسیر انحرافی, نقد, گستاخی, توهین

انتخابات مجلس نهم در دانشگاه فردوسی +عکس
ارسال در تاريخ جمعه 12 اسفند1390 توسط مهدي غلامي
تا شب قبل انتخابات دو دل مشغولی عمده داشتم؛ اول در انتخاب و دوم مشارکت. انتخاب بر من سخت شده بود، افراد صالح بیش از 5 نفر بودند و بسیار نزدیک به هم و تشخیص اصلح وظیفه ای بود سخت. تا حدود ساعت 21 قبل انتخابات با چند تن از دوستان د رحال تحقیق بودیم و کلی تلفنی صحبت کردیم با این و آن. فضای تخریب هم که علیه بعضی ها (خصوصا سردار کریمی) به شدت داغ بود و باید کلی وقت می گذاشتی تا خبر درست را بدست آوری.

اما دل مشغولی دیگر که البته در روزهای گذشته بیش از سختی انتخاب مضطربم کرده بود "میزان مشارکت مردمی" بود. فضای شهر و دانشگاه را سردتر از مشارکت 50% می دیدم، هر چند با توجیهاتی مثل بالا رفتن شعور مردم و فروکش کردن شور و کمی خوش بینی معتقد به مشارکت 60% بودم اما بزرگترین دلگرمی و آرامش قلبی ام از سخن امام بود که حضور دشمن شکن مردمی را پیش بینی کرده بودند.

صبح جمعه دانشگاه فردوسی بودم تا شاهد چگونگی حضور باشم. از خوابگاهی ها که می پرسیدم تخمینشان از فضای دانشگاه را 30-40% هم می گفتند، 70% هم! اما رای گیری که شروع شد باور کردنی نبود. همان ساعت اول صف طویلی از خواهران تشکیل شده بود و البته صف چند نفری برادران! علت را که پرسیدیم گفتند انتظار بی جا دارید، چرا که بچه ها حد اقل تا 10 خوابند! (دانشجوی مملکت را ببین!)

کم کم پسر ها که بیدار شدند صفها کشیده شد. کار به جایی رسید که از یک صندوق سیار درخواست کمک شد و صندوق در دانشگاه حاضر شد. شادمانی که از حضور مردمی در قلب انسان ایجاد می شود با هیچ چیز قابل مقایسه نیست. همواره به دوستان گفته ام "من به مردم ایران ایمان دارم" این ملت، مردمی نیستند که به این راحتی پرچم افتخار اسلام را که خداوند هدیه کرده از دست بدهند. طولانی نشود نوشته... چند عکس از انتخابات مجلس نهم در دانشگاه فردوسی ببینید:


دو عکس زیر پانوراماست... برای دیدن کامل عکس را ذخیره کنید و از روی کامپیوترتان ببینید.


پ.ن.1: هاشمی حرفهاش بوی شیطنت میده. باید مراقب اوضاع بود، هرچند باید مراقب بود که خودمان باعث امنیتی شدن فضا نشویم (با دامن زدن به این صحبت ها)

پ.ن.2: توی صف با بچه ها صحبت می کردیم، چرا رای میدی و... با یه دانشجوی دکتری صحبت کردیم، گفت فقط همینو بگم که مسئولین حضور ما رو به پای رضایت از خودشون ننویسن. ما بر حسب تکلیف شرعی و حرف آقا اومدیم.



برچسب‌ها: دانشگاه فردوسی, انتخابات, مجلس نهم, عکس

فردای انتخابات و سناریو های آمریکا
ارسال در تاريخ سه شنبه 9 اسفند1390 توسط مهدي غلامي

شرایط امروز جهانی و منطقه ای شرایط ویژه ایست. شرایطی که طی سالهای استقرار نظام جمهوری اسلامی بی نظیر بوده است.

-روند نزولی قدرت نظام سلطه و در راس آن آمریکا

-فروپاشی حکومت های دست نشانده در خاورمیانه

-پیروزی انقلابهای بیداری اسلامی در نقاط استراتژیک

-تسلیحاتی شدن انرژی

-و از همه مهم تر روند رو به رشد قدرت جمهوری اسلامی ایران

توازن قوا بین نظام سلطه در یک سو و جبهه مقاومت به محوریت ایران را برهم زده است. واضح است که با این اوصاف باید انتظار برنامه ریزی های پیچیده تر و سنگین تر از گذشته علیه ایران را داشته باشیم.

نظام سلطه در بعد بین الملل سعی در گرفتن امتیاز استراتژیک از محور مقاومت دارد تا بلکه بتواند توازن قوا را به حالت قبل برگرداند. پیوستن مصر به محور مقاومت با پیروزی اسلام گرایان در انتخابات مجلس ضربه غیر قابل جبرانی برای آمریکا بود؛ لذا است که توان خود را بر روی سوریه متمرکز کرده اند تا بلکه بتوانند امتیازی بگیرند.
اما در بعد داخلی نظام سلطه چه نقشه هایی دارد؟ هدف نهایی آمریکا در قبال ایران راضی کردن حاکمیت ایران بر نشستن پای میز مذاکره است. مهم نیست موضوع مذاکره و نتایجش چه باشد؛ همین که ایران راضی به مذاکره (از موضع ضعف) شود رسانه های غربی موج رسانه ای به راه خواهند انداخت که ای مسلمانان جهان که به الگو گیری از ایران انقلاب کرده اید! ببینید که ایران هم بالاخره مجبور به مذاکره با آمریکا شد! پس هدف مذاکره است. اما برای رسیدن به این هدف نیاز به زمینه هایی است که جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار دهد. در طول سه دهه گذشته بر هر کوری هم آشکار شده است که جمهوری اسلامی در مقابل فشارهای خارجی شکست ناپذیر است. پس نظام سلطه باید به دنبال فشار بر حاکمیت از داخل باشد! این فشار چگونه محقق می شود؟
به طور کلی دو جریان در حال حاضر پتانسیل اجرای نقشه ی آمریکا را دارند.

1- جریان موسوم به فتنه

2- جریان انحرافی (جریانی که در دولت نفوذ کرد و در ابتدای دولت دهم ظهور کرد)

هردوی این دو جریان برای انتخابات مجلس نهم نقشه هایی کشیده اند که هرچند در نگاه سطحی، اهداف جناحی خود را دنبال می کنند اما در پس پرده به دنبال اجرای نقشه ی آمریکا، یعنی بی ثباتی داخلی ایران هستند. در زیر مختصرا به بررسی سناریو های این جریانات می پردازیم:


1- جریان فتنه: سناریوهای این جریان بر اساس میزان مشارکت مردم در انتخابات به سه دسته زیر تقسیم می شود:
- مشارکت مردمی بالای 50% باشد. در این صورت مردم را دعوت به مشارکت می کنند. به عبارتی هنگامی که به این نتیجه برسند که مردم مشارکت خوبی خواهند داشت سعی در مصادره کردن این مشارکت خواهند داشت.
- مشارکت زیر 40% باشد. در این حالت انتخابات را تحریم می کنند تا عدم حضور مردم را به خود منسوب کنند. سرکردگان جریان فتنه بر این باورند که در چنین حالتی خواهند توانست مشارکت را تا مرز 30% پایین بیاورند و اگر چنین شود خواهند توانست برای نظام "بحران مقبولیت" ایجاد کنند و در نتیجه از نظام امتیاز بگیرند.
- مشارکت بین 40 تا 50 درصد باشد. در این حالت سکوت می کنند تا از فضای دو قطبی که ایجاد می شود بهره برداری کنند.
تا زمانی که این نوشته در حال نگارش است تبلیغات شبکه های خارج نشینان، تحریم انتخابات را نشانه رفته است اما بعید نیست در روزهای نزدیک انتخابات جریان تبلیغات معکوس شود چراکه تمامی نظرسنجی های معتبر نشان از مشارکت بالای مردمی دارند.


2- جریان انحرافی دولت: این جریان سناریوی دو حالتی در نظر دارد.
- پیروزی در انتخابات: اگر گزینه های وابسته به این جریان به مجلس راه یابند این جریان به دنبال دوگانه کردن حاکمیت و ایجاد شکاف در آن خواهد بود. نظیر آنچه که در مجلس ششم دنبال می شد اما این بار به شکلی پیچیده تر.
- شکست در انتخابات: در این صورت این جریان به دنبال ایجاد بی انگیزگی در دستگاه اجرایی و رهاسازی کارها خواهد بود تا از این طریق برای حاکمیت چالش آفرینی کند.
اگر بار دیگر سناریوهای طراحی شده از سوی جریان فتنه و جریان انحرافی را مرور کنید متوجه خواهید شد که نتیجه ی تمامی آنها «چالش آفرینی برای نظام» است (به جز حالت اول جریان فتنه). به گفته ی تحلیل گران به طور قطع در فتنه ی آتی این دو جریان همچون دو لبه ی قیچی هم افزایی خواهند داشت. هر چند ائتلاف آشکار این دو جریان بعید به نظر می رسد اما به دلیل یکسویی در هدف موجب هم افزایی آنها خواهد شد. به طور خلاصه آمریکا به دنبال بهره کشی از این دو جریان جهت چالش آفرینی برای جمهوری اسلامی است تا از این طریق بتواند اقتدار آن را درهم بشکند و در نهایت ایران را پای میز مذاکره بنشاند.


ضمن اینکه باید توجه داشته باشیم، حضور پرشور مردمی می تواند طومار تمامی این سناریو سازی ها را در هم بپیچد و لذا همه ما باید در این جهت تلاش کنیم؛ هوشیاری در خصوص اتفاقات احتمالی بعد انتخابات هم ضروری می نماید. با علم به اینکه دشمن برای شرایط متفاوت بعد انتخابات نقشه های متفاوتی طراحی کرده برهمگان لازم است با هوشیاری جریانات را رصد کنند تا ناخودآگاه به پیاده نظام دشمن مبدل نشوند. بصیرت افزایی که بارها مورد تاکید امام خامنه ای قرار گرفته و توسل به اهل بیت و همچنین تبعیت از ولایت فقیه لازمه ی عبور از فتنه های آتی خواهد بود چرا که این فتنه ها بسیار پیچیده تر از فتنه های گذشته خواهند بود.


پ.ن.1: در فتنه گذشته باید "عمار" می بودیم. اما در این فتنه عمار بودن کافی نیست، باید "سلمان" هم بود. سلمان بودن یعنی اطاعت محض از ولایت.

پ.ن.2: این نوشته خلاصه ی یک سخنرانی بود نه پردازش ذهن بنده.

پ.ن.3: این مطلب به سفارش نشریه "گفتمان" (ارگان رسمی بسیج دانشجویی دانشگاه فردوسی) نوشته شده و در ویژه نامه انتخابات این نشریه منتشر شد. هرچند اساس کار گفتمان بر اساس نوشته های تولیدی ست اما بخاطر موضوع نوشته و نیاز به اطلاعات خاص دوستان این مطلب را پذیرفتند.



برچسب‌ها: انتخابات, انحرافی, فتنه, آمریکا, سلمان

کی گفته ترور بر ما تاثیر ندارد؟
ارسال در تاريخ جمعه 23 دی1390 توسط مهدي غلامي
در خبرهای مربوط به ترور که گشت می زنی شاید با این اظهار نظرها مواجه شوی که این ترورها بر حرکت ما تاثیری ندارد، دانشجوهای ما بدون توجه به ترورها به راه خود ادامه می دهند و...

بیایید واقع بین باشیم، چرا نمی خواهیم تاثیر ترورها را بپذیریم؟ مگر می شود حادثه ای به این بزرگی که دانشمندان یک جامعه را ترور و حذف فیزیکی کنند را نادیده گرفت که بشود از تاثیر آن بر دانشجویان و فعالان عرصه ی علم کشور چشم پوشی کرد؟ من به عنوان یک از میلیون ها دانشجوی ایران اعتراف می کنم ترور دانشمندان علمی کشور بر من بی تاثیر نبوده. من به عنوان یک دانشجوی فیزیک اعلام می دارم که ترورها بر نگاهم به علم و بخصوص رشته تحصیلی ام تاثیر گذار بوده. هرچند همواره کسانی بوده اند که بخاطر انتخاب یک رشته علوم پایه سرزنشم کنند، اما اکنون من با اطمینان تمام از درستی راهی که انتخاب کرده ام با امیدی بیش از پیش به رشته تحصیلی ام می نگرم. این ترورها بود که اهمیت رشته ام را بر من روشن تر ساخت. با این ترورها بود که فهمیدم عرصه جهاد هنوز گسترده است و میتوان از راه علم به جایی رسید که دشمن مجبور به کنار گذاشتن نقابها و نقش بازی کردن هایش شود. افتخار می کنم دانشجوی راهی هستم که اساتیدم خار چشم دشمنان اسلام شده اند و امید دارم خودم هم هرچه زودتر به جرگه ی این «خارها» بپیوندم. امید دارم من هم روزی به جایی برسم که دشمنان اسلام تاب تحملم را نداشته باشند و افتادن تشت رسوایی ادعای حقوق بشر شان را بر حضور من در جمهوری اسلامی ترجیح دهند و مرا به آرزویم برسانند.

و اما صحبتی با همسنگرانم در عرصه جهاد علمی... جنگ شروع شده و این بار رقابت بین لشکر ها نیست. در این میدان لشکر، همان رشته تحصیلی است. لشکر علوم پایه، لشکر علوم مهندسی، لشکر علوم انسانی، لشکر علوم پزشکی و... . رقابت آغاز شده و فعلا علوم پایه و مهندسی جلوترند، چرا که شهدای بیشتری تقدیم کرده اند و این یعنی ضربه بیشتری به دشمن زده اند.

الهیات و علوم اجتماعی یا اقتصاد، فرقی نمی کند. هر کدام با ارایه یک تئوری کارآمد و یک فکر پویا می توانند ضربه ای مهلک تر از بمب هسته ای بر پیکر استکبار وارد کنند. پس بهانه ای در بین نیست. رقابت آغاز شده، باید دید چه کسی بیشترین شهید را تقدیم خواهد کرد...


برچسب‌ها: ترور, جهاد علمی, تاثیر, دانشجو

عزاداری محرم، پشت کوه + گزارش تصویری
ارسال در تاريخ سه شنبه 22 آذر1390 توسط مهدي غلامي
امسال تاسوعا و عاشورا را مشهد نبودم. با خانواده رفتیم روستایمان. یک روستای پشت کوه، به معنای واقعی کلمه پشت کوه... مثلا برای گرفتن آنتن موبایل باید بروی بالای قبرستان (نوک قله) تا امواج برسند!

اما عزاداری چگونه بود؟ یک هیات کوچک با نهایتا 250 عزادار، خانم و آقا، با احتساب شهری هایی که به روستا آمده بودند (مثل ما). یک محفل بی ریا و سنتی ... به دور از رسومات جدید وارد شده به عزاداری ها. سخنران از اهالی روستا بود که روحانی شده (و البته شهر نشین) مداح هم از اهالی. یکی از مداح ها پیرمرد مسنی بود از اهالی روستا. صدای دلنشینی نداشت اما اشعارش قدیمی بود و حس متفاوتی داشت.

شاید بارزترین امتیاز این هیات، خالص بودن افراد و سادگی مراسم بود که حال و هوای عجیبی به مجلس میداد. شخصا گرچه مراسمات بزرگ مشهد را از دست دادم اما به حضورم در کنار چنین افراد با صفایی افتخار می کنم. فکر میکنم اصلی ترین دلیل هم نان حلالی باشد که با دست رنج خودشان به دست می آورند. فرض کنید کنار پیرمردی نشسته اید با دستان پینه بسته و خشن، چهره ای سوخته ... اما با شنیدن نام "حسین" شانه هایش می لرزد. نفس حضور در کنار چنین انسانهای پاکی اثر مثبت دارد در وجود انسان.

چند عکس از سادگی هیات:

منبر کوچک و ساده

علم کوچک و ساده ای که در اوج سینه زنی گرد آن می چرخند (شبهای آخر)

سیستم صوت فوق حرفه ای، مخصوص "حسین" گفتن به سبک "راک"

بخاری قدیمی هیات. وقتی مراسم شروع می شود بخاری را خاموش می کنند... بخاطر سر و صدای زیادش!

بلندگوهای هیات توان مقابله ندارند!

شهدای روستا. عکس بزرگ عموی شهیدم هستند... شهید مهدی غلامی


از آداب و رسوم بگویم... دهه اول محرم شبها شام می دهند (هر شب یک نفر متقبل می شود) و تاسوعا و عاشورا صبحانه، نهار و شام عزاداران مهمان هیات اند.

این عکس صبحانه عاشوراست. ظهر تاسوعا و عاشورا آبگوشت می دهند (آبگوشتی که قابل رقابت با شله مشهدی ست!)


عاشورا صبح تا شب مراسم است (تقریبا). بعد از صبحانه گزارش کار یکساله هیات و جمع آوری کمک مالی است. بعد سخنرانی و عزاداری (مقتل خوانی). نماز ظهر و بعد هم نهار (همان آبگوشت!). بعد از نهار دسته عزاداران به سمت خانه بازماندگان کسی که طی یکسال گذشته فوت کرده راه می افتد و در منزل متوفی سینه زنی می کنند برای تسکین بازماندگان.

بعد عزاداران سر خاک رفتگان می روند و فاتحه می خوانند. از پایین قبرستان شروع می کنند (قبرستان در دامنه کوه است) و به بالا حرکت می کنند و ذکر مصیبت و سینه زنی...

هرکس در حد توان خود به میدان می آید... این پیرزن هم با سپند دود کردن

بالای قبرستان، مزار عموی شهیدم

در اینجا زیارت عاشورا خوانده می شود.

بعد به خانه می روند و شب باز عزاداری ست. البته من از مراسم قبرستان به بعد را نبودم و خاطرات کودکی هم یاری نمی کنند که مراسم شب شام غریبان چگونه است.


پ.ن.1: هدفم از این نوشته این بود که بگویم مراسم اثرگذار و پرورش دهنده الزاما سالن بزرگ و سیستم صوت حرفه ای و بهترین مداح و... نمی خواهد. اصل نیت خالص و صفای باطن عزاداران و مسئولین هیات است. البته منکر نیستم که اگر همین مراسم روستای ما یک سخنران قوی میداشت اثر بیشتری داشت...

پ.ن.2: مسجد کوچک روستا هم داستان جدایی دارد. خواستم عکسهایش را بگذارم، طولانی می شد. انشاالله در پستی مجزا.

پ.ن.3: شیطنت بچه های روستا ... شاید این جمعه بشویید، شاید:


پ.ن.4: زمان نوشته روزهای بعد عاشورا بود ولی دیر شد...

پ.ن.5: ما سرمایه فرهنگی زیاد داریم، راه استفاده را نمی دانیم. همان پیرمرد مداحی که ذکرش رفت، خودش شعر می گوید. مثلا یک شعر گفته بود برای آخر مراسم و در آن همه را دعا می کرد، رهبر و شهدا را داشت تا چای ریز هیات و عزادار را... گریزی هم به عاشورا! من که به وجد آمده بودم. یک پیرمرد "بی سواد" به دور از مراکز فرهنگی و آموزشی! ببینید در کشور چقدر از این استعداد ها داریم و اگر آموزشی باشد و سازماندهی چه حجم تولید فرهنگی راه می افتد؟!



وضعیت سفید، یک پالس از حیات رسانه ملی
ارسال در تاريخ پنجشنبه 10 آذر1390 توسط مهدي غلامي

هرچند مدتی از پخش قسمت آخر سریال "وضعیت سفید" می گذرد اما وظیفه خود میدانستم درباره آن بنویسم که اکنون توفیق شد.

ابتدا چند نکته مثبت و پیام فیلم را ذکر می کنم، بعد چند صحنه ماندگار...

وضعیت سفید چند نکته مثبت بارز داشت. مجموع کار نشان می دهد هنوز می توان به رسانه ملی هم امید داشت. هنوز هستند کسانی که بتوان ازشان انتظار داشت.

مهم ترین مفهوم و نتیجه فیلم (به نظر من) این بود که، جنگ ما فقط یک خط مقدم و آتش توپ و تانک نبوده، فقط رزمنده ی لباس رزم پوشیده، نجنگیده... اگر او در میدان بوده، یک ملت استوار پشتوانه اش بوده اند. با این سریال درک کردیم که، یک خانواده باید استقامت کند و با سختی زندگی بدون حضور سرپرست خانواده در آن آشفته بازار جامعه دست و پنجه نرم کند تا تنها یک نفر نیروی جوان توانای رزمنده به جبهه حق اضافه شود. و این عظمت 8 سال جنگ ما با قدرتهای جهان و بزرگواری ملت ایران را بیش از پیش روشن می کند.

وضعیت سفید تاثیر عمیق جنگ را در متن زندگی مردم شهرها (دور از خط مقدم) و سختی هایش را نشان داد و نقش مردم در حمایت از جبهه ها، با صبرشان، با بزرگواریشان، با کنار آمدن با مشکلات اقتصادی ناشی از جنگ و با مهاجرت های اجباریشان به تصویر کشید که بی شک نقش تعیین کننده ای در سرنوشت جنگ داشته چرا که اگر ملت شکیبایی نداشت...

البته وضعیت سفید، جامعه دهه شصت را سفید نشان نمی دهد. همه هم انقلابی و شهید پرور نیستند. عده ای به فکر فرار از سربازی اند و عده ای کوپن خرید و فروش می کنند و عده ای هم بی توجه به وضعیت کشور همچنان بی درد اند و به دنبال اخاذی از مادر پیرشان... و عده ای هم احتکار می کنند (که با طنز زیبای گل آقا که خوانده شد در فیلم اشاره شده بود).

در وضعیت سفید می بینیم که رزمنده و شهید ما نه یک فرشته بوده نه یک تبهکار و الوات... یک آدم کاملا معمولی بوده مثل "شهاب"... مثل "امیر". مثل یک آدم معمولی قهر می کنند، شوخی می کنند، دعوا می کنند (آن هم چه دعوایی)، اردو می روند، از کار خسته می شوند، عاشق می شوند، ازدواج می کنند، برای آینده شان آرزو دارند، در درس تجدید می شوند و... کاملا یک آدم معمولی

اما از نظر من تاثیر گذارترین پیام فیلم، نمایش سختی انجام وظیفه برای یک رزمنده و خانواده اش بود. آنجا که "احمد" (شوهر خواهر امیر) با وجود مجروحیت، بخاطر عملیات پیشرو تصمیم به بازگشت به جبهه گرفته و با مقاومت همسرش مواجه می شود که بعد مدتها با برگشتن شوهرش آرامش گرفته... اما احمد مجبور به انجام تکلیف است. برای زن جدایی سخت است و برای مرد هم، اما باید بر احساسات پا گذاشت بخاطر تکلیف، و این می شود که قضیه با عصبانیت احمد و دعوای خفیف بین زن و شوهر ختم می شود، و البته رضایت زن به اعزام مجدد شوهرش. این پیام را در صحنه ای دیگر هم دیدیم، آنجا که همسر شهاب (که تازه عقد کرده بودند) از شهادت شهاب با خبر شده و ضجه زنان وارد خانه ی پدری شهاب می شود. این کار هنرمندانه فیلم یعنی ادای دین به خانواده شهدا که در اکثر فیلمهای دفاع مقدس مظلوم مانده بودند.

البته امتیاز ویژه فیلم در کنار محتوای خوب، استفاده هنرمندانه از عناصر مختلف و تکنیک قوی بکار رفته بود. مثلا جوجه ها و کبوتر هایی که در کادر قرار می گرفتند (حتی گاهی زوم دوربین بر آنها بود و بازیگر در پس زمینه بلور شده بود) که زیبایی خاصی داشت و کار بدیعی بود (تا جایی که من دیده ام).

اما چند صحنه ماندگار (برای من):

- بهروز از اعتیاد خود مستاصل شده و نیمه شب با خدا راز و نیاز می کند که "ای خدا! خودت یه راه درست بذار جلوم" و البته کاملا عامیانه با خدا صحبت می کند، همان طوری که با بقیه حرف می زند. اشک می ریزد و از خدا طلب کمک می کند (بازی زیبای عباس غزالی واقعا قابل تحسین بود) در پایان دعا (که همه فکر می کنند دیگر بهروز آدم شده) یک سیگار گذاشت زیر لب و آتش کرد. انگار نه انگار...

- امیر که دید "شیرین" به بیمارستان آمده به بهانه نماز خارج شد. در نماز به قنوت که رسید باز مثل بهروز خیلی عامیانه شروع به راز و نیاز با خدا کرد. "خدایا! ما میخواهیم بفهمیم اما نمیشه خب... ولی ما هم بنده تیم، یه کاری کن ما هم بفهمیم دیگه..." (حرکات سر را هم اضافه کنید) بعد از قنوت یکباره امیر به حالت معمولی نماز برگشت و نماز را ادامه داد. صحنه ماندگاری بود برای من. (بازی یونس غزالی هم معرکه بود).

- شیرجه زدن بهروز پشت سر برادر زاده اش در استخر، بیرون آمدن قورباغه به جای بهروز از داخل استخر، صحبت کردن امیر با الاغ و...

- مادربزرگ خانواده، آرامشش، لحن زیبای صحبتش و بخصوص شعرهایی که می خواند یک مادربزرگ اصیل ایرانی را نمایش میداد.

- اولین صحنه ای که من را درگیر فیلم کرد: صحنه التماس بهروز از شوهر خواهرش برای شورلت. وقتی شعر "بوی عیدی ..." را با تمام احساسش میخواند


مرتبط:

قمارباز:وضعیت سفید در وضعیت قرمز هنر!

کاربران رجانیوز درباره «وضعیت سفید» چه گفتند؟




کم کاری سایتهای تحلیلی داخلی + عکس های تجمع 50 هزار بسیجی در مشهد
ارسال در تاريخ یکشنبه 29 آبان1390 توسط مهدي غلامي

حدود یک ماه شده که آمریکا مثل دفعات قبل جمهوری اسلامی را تهدید به حمله نظامی می کند اما اینبار با قوت بیشتر، چرا که این بار سه پرونده که هر کدام توان صدور قطعنامه علیه ایران دارد را همزمان به اجرا گذاشته. هرچند در پرونده هسته ای و ترور سفیر عربستان، اینبار داستان بسیار ضعیف بود و هیچ خواننده ای را مجاب نمی کرد و این نشان از عجله داستان نویسان کاخ سفید دارد.

اما سخن چیز دیگریست، ضعیف حاضر شدن رسانه های داخلی مثل همیشه. برخلاف همیشه، اینبار سوی نقد چندان به سمت رسانه ملی نیست، بلکه بیشتر از سایتهای خبری و تحلیلی شکایت هست. رسانه ملی طبق وظیفه، چندان نباید بحث تهدید را مطرح کند و تنها به خبرهای دورادور کفایت کند کافی ست؛ چرا که حفظ آرامش در جامعه مهم ترین امتیاز است. اما فضای اینترنت مخاطب خاص خود را دارد. مخاطب وب به راحتی اخبار تهدیدات را دارد. حال وظیفه سایت های خبری و بخصوص تحلیلی جبهه خودی این است که در مقابل موج تهدیدات و اخبار مایوس کننده سایت های معارض تحلیل واقعی و امیدوار کننده را عرضه کنند. اما افسوس که هرچه جستجو می کنی در سایتهای خودی جز معدود تحلیل های پرمایه و حجمی از اظهار نظرهای احساسی (که البته نیاز است اما کافی نیست) چیزی عایدت نمی شود و به ناچار مجبور می شوی اخبار و تحلیلت را از BBC persian بگیری که حجم قابل توجهی از اخبار و تحلیل در اختیارت می گذارند. بعد با شواهد و قراین دروغ های و خباثت ها را پیدا کنی و بیرون بکشی.

از بعضی سایتهای وزین همچون برهان انتظار ویژه می رود، اینکه برای ذهن پرسشگر مخاطب جواب درست ارایه دهد. چه شد که آمریکا اینقدر اینبار هجمه را سنگین کرد؟ هدفش چیست؟ توانش؟ توان ما؟ کارهایی که کرده ایم؟ پیش بینی آینده این روند؟ وظیفه ما؟


پ.ن.1: از معدود تحلیل های نسبتا جامعی که پیدا کردم این نوشته در سایت حضرت آقا بود.

پ.ن.2: اگر عمری باشد و توفیق، در حد توان سوالهایی که بالا مطرح کردم را در پست جداگانه ای پاسخ خواهم داد.

پ.ن.3: در رابطه با همین موضوع امروز یکشنبه 29 آبان 90 تجمع 50هزار بسیجی در مشهد برگزار شد. عکس های زیر را از نگاه دوربین بسیج دانشجویی دانشگاه فردوسی ببینید. عکس های ایسنا را هم از اینجا ببینید.

مسیری به طول 5.5 کیلومتر (رفت و برگشت میدان 15خرداد تا آب) نیروهای بسیج به همین شکل متراکم ایستاده بودند.

اینها هم دانشجویان  بسیجی دانشگاه فردوسی. جا کم آمده بود،  همه مجبور شدند در فضای کمی با صف های فشرده بایستند

دانشجویان فردوسی که پشت بنر ایستاده اند

این هم سردار رحیم صفوی که در حال سان دیدن از بسیجیان دانشگاه فردوسی است. بچه ها در این لحظه بصورت هماهنگ شروع به شعار دادن کردند "فرمانده آزاده، آماده ایم آماده". بعد هم سردار با حرکت دست (که در عکس هم دیده می شود) به حرکت بچه ها پاسخ داد.



ابزار رایگان وبلاگ